تبلیغات
*** همه جوره *** - کوتاه...

کوتاه...

سه شنبه 2 آبان 1396 09:48 ب.ظ

نویسنده: ♥ MĪSS SΛY♡ŔĪ ♥
موضوع: حرف هام ?
سلام...
اوممم... من مثلا از نت رفتم
ولی هنو مخفیانه حضور دارم...
خب اومدم یکم چرند بگم دلم وا شه... والا
چه خبر؟ مدرسه ها چطورن؟ سلام دادن؟ سلام منم برسونین

منم سلامتی... خوبم خوبم مرسی... هیچ کار بیکارم... میرم مدرسه... با عالم و آدم دعوا میکنم

امسال یکم شر شدم خدایی و البته پررو...

عاقا من اسممو واسه کاندید شورا نوشتم. تا همین امروز که فردا هم رای گیریه اصن تبلیغ نکردم. جاش یه برگه گرفتم دستم اسمم روش، کل مدرسه رو دور زدم که عاقا به من رای بدین

باورتون نمیشه... نصف ملت عاشقم شدن زنگ تفریح میومدن میگفتن سعیده بهت رای میدیم منم خر کیف میشدم

عاقا یه دختره هس انقد مغروره حد نداره. ولی باورتون نمیشه اونم برگشت بهم گفت من بهت رای میدم! فک کردم مسخره میکنه منم با مسخرگی گفتم مرسی

گفت نه جدی میگم. ازت خوشم میاد! میبینین جذبه رو؟

خب خلاصه که همین... دعا کنین رای بیارما....

رفتم سر صف خودمو معرفی کنم مثلا شعارم یادم رفت

به نام خدا من سعیده ... هستم کلاس نهم 302 خب اون شعار من چی بود؟ ( و برمیگردد و به برگه تبلیغاتی اش که روی دیوار چسبانده نگاه میکند و در میان صدای خنده بچه ها ادامه میدهد) خب ساکت یادم اومد... اگه میخواهید مدرسه ای آباد و گوگولی داشته باشین به من رای بدین.

تازه این شعاره رو جلوی معاون میگفتم. میرفتم به بچه ها میگفتم بهم رای بدین خانوم سیدی رو راضی میکنم بذاره آرایش کنین

هووووم... دلم برای میهن بلاگ تنگ شده بود. البته دلم برا خیلی چیزا تنگ شده... برا شوورم، بچه ام، دوس پسرم

هیییی عاقا فردا مطالعات و علوم دارم لاشونم باز نکردم یا بقول bf م باید برم نگاش کنم. بچه نفهمه. هرچی میگم نگاه کنی یاد نمیگیری باید بخونی میگه منظورم همونه

حالا فک کن بیاد ببینه

وای جمعه هم آزمون دارم تازه... دلم میخواد رسما ابولی رو خفه کنم (ابولی معلم ریاضی موسسه گاجه. اسمش ابولقاسمه پرستو بش میگه ابولی )

خب بابا صدام زد... وقت رفتنه.

بابای



دیدگاه : پست ثابت
برچسب ها: ابولی ? کاندید شورا ? bf ?
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 آبان 1396 09:12 ق.ظ



]